تبليغاتX
گروه بزرگ هر چه می خواهی EverythingUwant

ما بهترین نیستیم، اما به سوی بهترین ها پیش می رویم...









تو را دوست ندارم !!! 

تو را دوست ندارم !!!

تو رو دوست ندارم  … نه دوستت ندارم
اما...اما
نمی دونم چرا وقتی نیستی.....

* بقیه در ادامه مطلب *


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

اس ام اس های عاشقانه جدید 

اس ام اس های جدید عاشقانه

كامپيوتر براي چت
چت روم براي كاربران جديد
دختر 10 عدد براي پسران بيكار
پول كارت اينترنت بايد بدهيم
پول تلفن جدا
و ديگر هيچ ...

* برای مشاهده اس ام اس های عاشقانه به ادامه مطلب بروید *


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

دیگر باز نخواهی گشت، می دانم! 

I know you won't come back
می دانم که دیگر  باز  نخواهی گشت

Everything that was .Time has left is behind
هر چه که بود دیگه گذشنه و
زمان اونو پشت سر گذاشته

I know that you won't return
می دانم که دیگر  باز  نخواهی گشت

What happened between us
اون چیزی که بین ما اتفاق افتاد

Will never be repeated
دیگه هرگز تکرار نخواهد شد

Even when a thousand years pass
حتی اگه هزار سال هم بگذره ,

it won't be enough to fade you away and to forget
کافی نیست واسه فراموش کردنت و خاطراتت رو از ذهنم محو کردن

And now I'm here
و اکنون من اینجا هستم

Trying to turn valleys into cities
تلاش می کنم که دره ها را به شهرها بدل کنم

Mixing the Sky with the Sea
آسمان و دریاها را در هم بیامیزم

I know I let you escape,
می دونم که من اجازه دادم و باعث شدم که از من بگریزی

I know I lost you
می دونم که تو رو از دست دادم

nothing can be the same;
هیچ چیز  دوباره مث قبل نمی شه

A millennium could be enough for you to forgive
هزار سال میتونه کافی باشه که منو ببخشی

I'm here, loving you
من اینجا هستم، عاشق تو

suffocating,
in photographs and scrapbooks,
  از نفس افتاده زیر باری از عکس ها و آلبوم ها

in objects and momentos
 وسایل و خاطرات لحظات با تو بودن

I can't comprehend
نمی تونم درک کنم

I'm driving myself mad
دارم دیوانه می شم

Changing a foot for My own face
و دست و پامو گم کرده ام

The letters I wrote,
نامه هایی که نوشتم

I never sent
هرگز نفرستادم
 
It's all the matter of time and faith
مهم ، گذشت زمان است و وفاداری من به تو

A millennium with another thousand years...
و این که
هزار .هزار  سال

Are enough to love
کافی است برای عشق ورزیدن

If you still think something of me...
اگر هنوز درباره من فکر می کنی

You know I'm still waiting for you...
 می دانی که هنوز منتظر تو هستم

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

بعد از تو! 

بعد از تو !

   بعد از تو، من معشوقه ای دیگر جستم!

   هنوز او را به دست نیاورده ام، اما تمام تلاشم را خواهم کرد تا به او برسم. می دانی! هیچ کس و هیچ چیز به جز او نمی تواند مرا از یادت برهاند.

   در هر خلوتم از خدا می خواهم که مرا به او برساند. تمام فکر و ذکرم شده و با تمام وجود دوستش دارم. هر شب با آرزوی دیدن او در کنار خود، چشمانم را روی هم می گذارم.

   مدت زیادی است که می شناسمش، اما تا تو در کنار من بودی هرگز به او نمی اندیشیدم. هیچگاه فکر نمی کردم روزی چنین شیفته و عاشقش شوم.

   راستی! اسمش را به تو نگفتم: ... مرگ!

   بله، معشوقه جدید من مرگ است. بعد از تو نمی توانم به هیچ کس و هیچ چیز دیگر مگر او فکر کنم.

خدایا! هر چه زودتر مرا به این معشوقه زیبا و دوست داشتنی برسان.

   ببخشید اگه یه کمی غمگین بود. قطعه عاشقانه است دیگه.

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

قبل از ازدواج... بعد از ازدواج 

Before Marriage - -After marriage

Before Marriage - -

     He: Yes. At last. It was so hard to wait.

     She: Do you want me to leave?

     He: NO! Don't even think about it.

     She: Do you love me?

     He: Of course! Over and over!

     She: Have you ever cheated on me?

     He: NO! Why are you even asking?

     She: Will you kiss me?

     He: Every chance I get!

     She: Will you hit me?

     He: Are you crazy! I'm not that kind of person!

     She: Can I trust you?

     He: Yes.

     She: Darling!

After marriage - - - simply read from bottom to top

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

اس ام اس های عاشقانه 

اس ام اس های عاشقانه جدید

  •   بدترين نوع فراق زماني هست که کسي رو که دوست داري در کنار خودت داشته باشي ولي بدوني هيچ وقت نمي توني مالکش بشي.

**********

  • در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد.

**********

  • هرگز کسي که به حقيقتي رسيده نمي تواند ان را براي ديگري تعريف کند و کسي که ادعاي دانستن حقيقت را دارد تنها آن را از دور ديده است. همانند پروانه اي که وقتي در آتش سوخت ديگر زنده نيست.

**********

  • صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني.

**********

گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم

منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم

ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم

تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم

**********

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

من از اینجا ماندن خسته شده ام 

من از اینجا ماندن خسته شده ام

I'm so tired of being here
Suppressed by all my childish fears
And if you have to leave
I wish that you would just leave
'Cause your presence still lingers here
And it won't leave me alone

These wounds won't seem to heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot erase

[Chorus:]
When you cried I'd wipe away all of your tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years

برای خواندن ادامه این شعر زیبا و ترجمه آن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

زخم های عشق 

زخم های عشق

   چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت می برد.

   مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا می کند.

   مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود ....

   تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد . مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت .

   تمساح پسر را با قدرت می کشید، ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت.

   پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.

   خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد، از و خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد.

   پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت : این زخم ها را دوست دارم اینها خراش های عشق مادرم هستن.

نوشته شده توسط سارا (نویسنده) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

جملات عاشقانه 

اس ام اس و جمله های عاشقانه

  جان فدا کردن براي دوست چندان مشکل نيست،پيدا کردن دوستي که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است.

  مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره، پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر كن.

  دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است. نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است.

  زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن.

  فرشته ي قلب ها: تنها به دنيا ميآييم تنها بزرگ ميشويم و تنهاي تنها ميمانيم و تنهاي تنها زندگي ميکنيم و تنهاي تنها ميميريم زيباست بازي روزگار واي خدايا اگر تو هم تنهايمان ميگذاشتي ميشديم تنهاي بي کس.

  چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت اينقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت اينقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . آري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي ... و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است.

  اسمتو واسه دلخوشي ميخوام ... دلتو واسه عاشقــي ميخوام .... صداتو واسه ارامــش ميخوام .... دستت رو واسه نوازش ميخوام ... پاهاتو واسه همراهي ميخوام .... عطرت رو واسه مستي ميخوام ... خيالت رو واسه پرواز ميخوام ... خودت رو واسه پرستش ميخوام.

نوشته شده توسط سارا (نویسنده) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

اولین بوسه 

اولین بوسه

اولين بوسه جهان چگونه کشف شد؟ در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مر دستهايش به کار بود، تکه نخي را با دندان کند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هايش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چکار کنم؟ ناچار با لب برداشت. شيرين بود. ادامه دادند

نوشته شده توسط سارا (نویسنده) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

اس ام اس 

اس ام اس های عاشقانه

ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هرنگه تو صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت....

برای مشاهده بقیه جملات عاشقانه کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

برای تو می نویسم 

برای تو می نویسم...

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است. تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند. در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم. ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم

آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم و بر صورت مه آلودت می لغزیدم

ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد که مرهمی شود برای دلتنگی هایم

نوشته شده توسط سعید (نویسنده) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

پنجره خیس چشمانم 

 

از پنجره ی خیس چشمانم،
به جاده های دور غربت نظر می کنم
و تو را می نگرم با کوله باری از سالهای سوگناک تنهایی، با حرف های نگفته ی بسیار ونگاهی به کنج تاریک قفس که در روشنایی صمیمی آن حک شده بود:
" تو "

غربت غمناک دستهایت را، به دستهای مشتاقم بسپار،
که دیریست چشم به راهِ آمدنت، نگاهم به جاده های غبارآلود خشکیده است
از نگاه امید ناکت بگو،که در کنج دلتنگ قفس،آن سوی میله ها را غریبانه می نگریستی،
و از آسمانی بگو، که در فراق دو بال اوج پروازت ، عاشقانه ، تنها بود
آسمان خلاء یک پرواز بی پروا،
و من بی تو فصل های دلتنگی را می گذرانم
نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

اشک خدا 

اشک خدا !!!

هنوز چشمانت با چشمانم عشق بازی می کند
شاید باور نکنی!!!
 در تمام شعرهایم
احساست می کردم ... ودلم
این غم دان پر درد
این صندوقچه اسرارت
هوای تو را بارها می کرد
و من قول تو را برای فردا ، بارها به او می دادم
و او مانند یک بچه از برای دیدنت
مدت ها غروب آفتاب را نظاره می کرد و
هنگامه شب مرا به اغما می کشاند....
و من عاجز از گفتن چیزها و ندانسته ها
بارها او را تنبیه می کردم.....!!!
نمیدانستم تو آنقدر برایم با ارزش بودی
که هم جسمم و هم دلم را صدها بار به جان کندن کشاندم
این مرد.......
این من!!!
نتوانست هیچگاه بگوید که چه دردی دارد.....
و در تمام لحظه ها اشک خدا را هم بر روی دیدگانش می دید
اما...
امروز آن باران بوی دیگری داشت...
در حوالی گلدان خالی دلم
و صدای آن از بس که دلم خالی بود
می پیچید و ساعتها صدای باران برایم تکرار دقایق بی سرانجام بود
آن درد.....درد دیدن و نگفتن کاش می مرد
اما اشکان خدا هم دیگر فایده ای ندارد

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

خنده ات را از من نگیر 

نان را از من بگير ، اگر ميخواهي ،
هوا را از من بگير ، اما
خنده ات را نه .

گل سرخ را از من بگير
سوسني را كه ميكاري ،
آبي را كه به ناگاه
در شادي تو سرريز ميكند ،
موجي ناگهاني از نقره را
كه در تو ميزايد .

از پس نبردي سخت باز ميگردم
با چشماني خسته
كه دنيا را ديده است
بي هيچ دگرگوني ،
اما خنده ات را كه رها ميشود
و پرواز كنان در آسمان مرا ميجويد
تمامي درهاي زندگي را
به رويم ميگشايد .

عشق من ، خنده تو
در تاريك ترين لحظه ها ميشكفد
و اگر ديدي ، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خيابان جاري ست ،
بخند ، زيرا خنده تو
براي دستان من
شمشيري است آخته .

خنده تو ، در پاييز
در كنار دريا
موج كف آلوده اش را
بايد برفرازد ،
و در بهاران ، عشق من ،
خنده ات را ميخواهم
چون گلي كه در انتظارش بودم ،
گل آبي ، گل سرخ
كشورم كه مرا ميخواند .

بخند بر شب
بر روز ،
 بر ماه ،
بخند بر پيچاپيچ
خيابان هاي جزيره ، بر اين پسر بچه كمرو
كه دوستت دارد ،
اما آنگاه كه چشم ميگشايم و ميبندم ،
آنگاه كه پاهايم ميروند و باز ميگردند ،
نان را ،
 هوا را ،
روشني را ،
 بهار را ،
از من بگير
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنيا نبندم ...
 

(پابلو نرودا )
نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

بچه های مامانی 

بچه های ناز

بقیه عکس ها 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی (مسئول روابط عمومی) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

عشق واقعی 

عشق واقعی

دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي؟؟؟!!!

نوشته شده توسط علی (مسئول روابط عمومی) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

عشق بچه گانه 

عشق بچه گانه!!!

   گروهی از متخصصين در يك تحقيق سوالي را از گروهي كودك خردسال پرسيده بودند. پاسخهايي كه بچه ها دادند عميق ترو متفكرانه تر از تصورات بود. سوال اين بود معني عشق چيست؟

   مارك - ۶ ساله: وقتي كسي شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقيه مي گه . وقتي اون شما رو صدا مي كنه احساس مي كني كه اسمت از جاي مطمئني به زبون آورده شده.

   بيلي - ۴ ساله: مادر بزرگ من از وقتي آرتروز گرفته نمي تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاك بزنه پدر بزرگم هميشه اين كار رو براش مي كنه حتي حالا كه دستهاش ارتروز گرفتن ، اين عشقه.

   ربكا - ۸ ساله: عشق موقعيكه دختره عطر مي زنه و پسره هم ادكلون، و دو تايي مي رن بيرون تا همديگر رو بو كنن.

   كارل - ۵ ساله: عشق وقتيه كه شما براي غذا خوردن مي رين بيرون و بيشتر سيب زميني سرخ شده خودتون رو مي دهيد به دوستتون بدون اينكه از اون انتظار داشته باشيد كه كمي از غذاي خودشو بده به شما.

   كريستي - ۶ ساله: عشق يعني وقتي كه مامان من براي بابام قهوه درست مي كنه و قبل از اينكه بدش به بابا امتحانش مي كنه تا مطمئن بشه كه طعمش خوبه.

   دني - ۷ ساله: عشق اون چيزيه كه لبخند رو وقتي كه خسته اي به لبت مياره .

   تري - ۴ ساله: عشق وقتيه كه شما همش همديگه رو مي بوسيد بعد وقتي از بوسيدن خسته شديد هنوز دوست داريد با هم باشيد پس بيشتر با هم حرف مي زنيد. مامان و باباي من دقيقا اينجورين.

   اميلي - ۸ ساله: عشق همون باز كردن كادوهاي كريسمسه به شرطي كه يه لحظه دست نگه داري و فقط با دقت گوش كني.

   بابي - ۸ ساله: اگه مي خواهي دوست داشتن رو بهتر ياد بگيري ، بايد از دوستي كه بيشتر از همه ازش متنفري شروع كني.

   نيكا - ۷ ساله: عشق اون موقعس كه تو به پسره مي گي كه از تي شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز مي پوشتش.

   نوئل - ۷ ساله: عشق مثل يه پيرزن كوچولو و يه پيرمرد كوچولو مي مونه كه هنوز با هم دوست هستن حتي بعد از اينكه همديگر رو خيلي خوب مي شناسن.

   تامي - ۶ ساله: موقع تكنوازي پيانو ، من تنهايي روي سن بودم و خيلي هم ترسيده بودم . به تمام مردمي كه منو نگاه مي كردن نگاه كردم و بابام رو ديدم كه وول مي خوره و لبخند مي زد اون تنها كسي بود كه اين كار رو مي كرد. من ديگه نترسيدم.

   كيندي - ۸ ساله: مامانم منو بيشتر از هر كس ديگه اي دوست داره چون هيچ كس ديگه اي شبها منو نمي بوسه تا خوابم ببره.

   كلر - ۶ ساله: عشق اون موقعي هست كه مامان بهترين تيكه مرغ رو ميده به بابا.

   الين - ۵ ساله: عشق زمانيه كه مامان، بابا رو خندان مي بينه و بهش ميگه كه هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تيپ تره.

   كريس - ۷ ساله: عشق وقتيه كه سگت مي پره بقلت و صورتت رو ليس مي زنه حتي اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشي.

   مري آن - ۴ ساله: مي دونم كه خواهر بزرگترم منو خيلي دوست داره بخاطر اينكه تمام لباسهاي قديمي خودشو مي ده به من و خودش مجبور مي شه بره بيرون تا لباسهاي جديد بگيره.

   لورن - ۴ ساله: وقتي شما كسي رو دوست داريد موقع حركت از مژه هاتون ستاره هاي كوچولويي خارج مي شن.

   كارل - ۷ ساله: دوست داشتن اون وقتي هست كه مامان صداي بابا رو مي شنود ولي بنظرش چندش آور نميآد.

   و بالاخره آخريش ؛ تو رقابتي كه هدفش پيدا كردن مسئول ترين بچه بوده ، پسر بچه ۴ ساله اي برنده مي شه. همسايه ديوار به ديوار اين آقا پسر يك مرد مسن يود. اين آقا به تازگي همسر خودشون رو از دست داده بودند. پسر بچه وقتي پيرمرد رو تنها در حال گريه كردن ديده بوده به حياط خانه پيرمرد وارد مي شه و مي پره بقلش و همونجا مي مونه، وقتي مادرش ازش مي پرسه كه چي كار كردي؟ ميگه كه هيچي من فقط كمكش كردم تا راحت تر گريه كنه.

نوشته شده توسط علی (مسئول روابط عمومی) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

یک شعر عاشقانه 

ای صمیمی، ای دوست...

(تقدیم به همه عاشقها)

ای صمیمی، ای دوست

  گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی

    دیدنت... حتی از دور

    آب بر آتش دل می پاشد

آنقدر تشنه دیدار تو ام

  که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم

دل من لک زده است

  گرمی دست تو را محتاجم

  و دل من... به نگاهی از دور

  طفلکی می سازد

ای قدیمی ، ای خوب

تو مرا یاد کنی یا نکنی ، من به یادت هستم

  من ، صمیمانه به یادت هستم

  آرزویم همه سر سبزی توست

دایم از خنده لبانت لبریز

دامنت پرگل باد

شعر از : کیوان                          

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

برو!!! 

مطمئن باش و برو ...

   ضربه ات کاری بود...

     دل من سخت شکست و تو چه زشت به من و سادگيم خنديدي...

برو تا راحت تر تکه های دل خود را سر هم بند زنم

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

عاشقانه 

تا قیامت دوستت دارم

گاهي كه دلم
به اندازهء تمام غروبها مي گيرد
چشمهايم را فراموش مي كنم
اما دريغ كه گريهء ، دستانم نيز مرا به تو نمي رساند
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس
مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند
با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد
و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد
از چهل فصل دست كم يكي كه بهار است
مـــ-ن هنــوز تورا دارم
گر تا قيامت هم نيايي ! چشم انتظارت مي نشينم !

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

کاناپه عشقولانه!!! 

کاناپه ای برای عشق ورزیدن

   این کاناپه که برای زوج های جوان طراحی شده است دارای نور افشان هایی به شکل گل های آبی و صورتی رنگ در زمینه اش می باشد که نسبت به حالت نشستن روی مبل حساس است. گل های آبی این کاناپه با نشستن دو نفر با فاصله بر روی آن روشن میشود و وقتی دو نفر به هم نزدیک میشوند بر اساس وزن و موقعیت نشستن دو نفر ، گل های آبی به رنگ صورتی تغییر پیدا میکنند.

   در طراحی این مبل از لامپ های الکترو لومینیسنت استفاده شده است و با نشستن فرد بر روی مبل، گلهای آبی رنگ در اطراف او به آرامی روشن و خاموش میشود و با تغییر مکان بر روی مبل، گلهای روشن آبی رنگ نیز در مکان جدید و در اطراف بدن شخص روشن میشوند.

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

به خاطر چه زنده ای؟؟؟ 

   به او گفتم: به خاطر چه زنده ای؟

      گفت: به خاطر هیچ!

          به من گفت: تو به خاطر چه زنده ای؟

و من آرام زیر لب زمزمه کردم: به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است...

نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |

باران نمی شوم! 

باران نمي شوم Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
که نگويي: با چه منتي خود را بر شيشه مي کوبد
تا پنجره را باز کنم و نيم نگاهي بيندازم.
ابر مي شوم
که از نگراني يک روز باراني
هر لحظه پنجره را بگشايي
و مرا در آسمان نگاه کني...Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) | لینک ثابت | موضوع: عشقولانه |